بازاریابی تلفنیمقالات

چگونه با استفاده از تلفن بیمه بفروشیم؟

چگونه با استفاده از تلفن بیمه بفروشیم؟

با هر فردی که در هر جای این کره خاکی حضور دارد و مدنظر شماست می‌توانید تماس برقرار سازید این یکی از امکانات زندگی امروزی است. شما می‌توانید حتی پیام‌های متنی یا صوتی خودتان را برای او ارسال کنید. شما می‌توانید یک کنفرانس تلفنی بین چند نفر در چند نقطه مختلف برگزار کنید و یا اینکه از طریق ویدیو کنفرانس صدا و تصویر آن‌ها را داشته باشید. شک نکنید شما در عصر ارتباطات بسر می‌برید.
شما فروشنده بیمه امکان دارد تاکنون به فکر فروش بیمه از طریق تلفن نیفتاده باشید و فقط از این طریق بازاریابی انجام داده باشید یا اینکه خودتان را یک فروشنده تلفنی بیمه در نظر نگیرید برای اینکه فکر می‌کنید ذات فروش بیمه آن است که بیشتر حضوری باشد تا تلفنی این درست است ولیکن باید از همه ابزار برای فروش استفاده کرد و در دنیای امروز تمامی فروشنده‌ها و حتی فروشنده‌های بیمه برای اینکه بتوانند در کار خود موفق باشند، باید هنر تلفن کردن را یاد بگیرند.
هر عملی که برای فروش بیمه داشته باشیم یا از طریق حضوری یا از طریق تلفن اتفاق می‌افتد. پس فکر می‌کنم وقت آن فرارسیده است که به فروش تلفنی بیمه توجه ویژه‌ای داشته باشیم و از این دستگاه در دسترس نهایت استفاده را ببریم. در این مقاله و مقالات آتی قصد داریم شما را با نحوه راه‌اندازی و فروش بیمه تلفنی آشناسازیم.
فروش تلفنی بیمه خیلی راحت و آسان است این کار اصلاً دشوار نیست بلکه کمی پیچیدگی خاص خود را دارد لذا برای اینکه بتوانیم این کار را راحت و آسان انجام بدهیم قبل از آن باید یک برنامه‌ریزی درست و آمادگی لازم انجام کار عملی همراه با تلاش داشته باشیم.

شما می‌توانید این کار را انجام بدهید

فکر می‌کنیم فروشنده‌های بیمه‌ای که از طریق تلفن بیمه بفروش می‌رسانند افراد خاصی هستند؟ باید عرض کنم اصلاً این‌طور نیست. برای اینکه فروشنده بیمه موفق تلفنی باشیم باید در ابتدا سازمان‌دهی شده عمل کنیم و قدرت آن را داشته باشیم که افراد و موقعیت‌ها را تنها با یک‌بار تلفن کردن به خوبی شناسایی کنیم چیزی که نباید فراموش کنیم جزییات است و با توجه به همین جزییات مصرانه تلاش کنیم. هر فردی با داشتن انگیزه بالا و علاقه به موفق شدن می‌تواند در فروش تلفنی بیمه موفق شود.
شاید فکر کنیم که به دلیل اینکه فردی اجتماعی و خونگرمی هستیم و می‌توانیم راحت با مردم ارتباط برقرار کنیم یا به قولی فردی با روابط عمومی بالا هستیم. فقط به دلیل اینکه یک فرد اجتماعی هستیم یا شخصیت اجتماعی خوبی راداریم نمی‌توانیم در فروش تلفنی بیمه موفق عمل کنیم، موفق شدن در فروش تلفنی بیمه چیزی بیشتر از داشتن یک شخصیت اجتماعی را می‌طلبد.
چه فروشنده باسابقه بیمه باشیم و چه فروشنده بیمه تازه‌کاری باشیم باید بدانیم تمام فروشنده‌های موفق بیمه از پیشرفت مهارت‌های فروش و دانش خود و حفظ نگرش مثبت فایده‌های زیادی می‌برند.

چگونه فروش بیمه تلفنی موفق داشته باشیم؟

هیچ موفقیتی اتفاقی نیست پس در این کار هم چیزی اتفاقی صورت نمی‌گیرد. چه فروشنده بیمه باسابقه‌ای باشیم و چه تازه‌کار باشیم قبل از اینکه بخواهیم شماره تماس یک بیمه‌گذار را بگیریم عوامل زیادی در موفقیتمان دخیل است. در ابتدا به امر بایدمشخص کنیم چه نوع بیمه‌ای را می‌خواهیم به ایشان بفروشیم؟ کاری که معمولاً آن را انجام نمی‌دهیم. شاید بگوییم من از کجا بدانم، من باید اول با ایشان صحبت کنم ببینم چه نوع بیمه‌ای را ندارد بعد من آن را به ایشان معرفی کنم و بفروشم نکته همین جاست این همان جزییات است که ما باید به آن توجه کنیم ابتدا به امر باید تحقیقات انجام بدهیم درباره هر چیز احتمالی مربوط به بیمه‌گذار یا شرکت ایشان که می‌خواهیم به آن تلفن کنیم چه بیمه‌های را این بیمه‌گذار دارد و چه بیمه‌های را ندارد؟ امکان دارد درباره محصول بیمه‌ای که می‌خواهیم به او بفروشیم چه سوا لاتی را از ما بپرسد و ما باید چه جواب‌های درباره این سؤالات به او بدهیم. هرگونه اطلاعاتی که لازم است را به راحتی می‌توانیم در ابتدا کسب کنیم و با یک آمادگی کامل اقدام به تماس با بیمه‌گذار یا شرکت ایشان بکنیم.
شاید این سؤال در ذهن ما به وجود بیاید که از کجا می‌توانیم این اطلاعات را کسب کنیم باید عرض کنم در دنیای امروز اینترنت با موتورهای جستجوگر خود کمک شایانی می‌تواند به ما بکند کافی است موضوع موردتحقیق خودمان را در یک موتور جستجو تایپ کنیم و کلیک کنیم اطلاعات زیادی در اختیار ما قرار می‌گیرد.
اگر تماس با بیمه‌گذار که مدیر یک شرکت است بخواهد برقرار شود به وب‌سایت خود شرکت سر می‌زنیم و اطلاعات لازم را به دست می‌آوریم همچنین می‌توانیم قبل از تماس با خود مدیر با یکی از کارکنان شرکت یا قسمت‌های مختلف شرکت تماس بگیریم و خودمان را یک محقق درزمینهٔ کاری آن‌ها معرفی کنیم و اطلاعات لازم را به دست بیاوریم و همین طور که مکالمه را طولانی می‌کنیم اطلاعات جزئی‌تر راجع به مدیر موردنظر به دست می‌آوریم
امکان دارد این سؤال برای ما به وجود بیاید که چگونه اطلاعات جزئی‌تری راجع به مدیر به دست بیاوریم؟ یا به زبانی چگونه اطلاعاتی راجع به شخصیت و کردار و نحوه عملکرد آن مدیر به دست بیاوریم؟ باید عرض کنم: این کار بسیار ساده است ما با پرسیدن یک سؤال باز حقیقت‌یاب از فردی که در حال مکالمه با او هستیم که تحقیقات خود را کامل کنیم و با گوش دادن دقیق و یادداشت کردن می‌توانیم به جواب هر سؤالی که داشته باشیم برسیم. در اینجا یک نمونه از سؤال باز حقیقت‌یاب را برای شما می‌آورم شما می‌توانید با توجه به خلاقیت خود یا روند گفتگوی خود سؤالات باز حقیقت‌یاب و یا احساس یاب را در گفتگوی خود بپرسید.
سؤال: با توجه به حرفه شما یا صنعت شما حتماً باید مدیری سخت‌کوش و جدی و فعال داشته باشید این‌طور نیست؟ مسلماً در جواب این سؤال یا سؤالاتی از این قبیل فرد پاسخ دهند توضیحات تکمیلی ارائه خواهد کرد که شما از لابه‌لای توضیحات می‌توانید به جواب سؤالاتی که مدنظر شما بوده است برسید. نهایتاً اینکه برای تماس با شخص بیمه‌گذاری یا شرکتی که می‌خواهیم به او بیمه بفروشیم قبل از تماس اصلی یک تحقیقات کامل و یا تماس‌های تحقیقاتی از افرادی که با ایشان کار می‌کنند یا ایشان را می‌شناسند داشته باشیم و بعد از آن با توجه به اطلاعاتی که به دست آورده‌ایم اقدام به تماس با بیمه‌گذار یا مدیر تصمیم‌گیرنده در شرکت کنیم.
حال در نظر بگیرید ما بدون آمادگی و بدون اینکه خودمان بدانیم که قصد داریم چه بیمه‌ای بفروشیم و بدون اینکه تحقیقاتی انجام داده باشیم بخواهیم با بیمه‌گذار یا شرکتی تماس برقرار کنیم و بیمه به او بفروشیم چه اتفاقی می‌افتد یا بیمه‌گذار با سؤالات متعدد خود ما را و خودش را عصبی می‌کند و یا اینکه در ابتدای امر درخواست نرخ و شرایط از ما می‌کند یا به‌نوعی ما را دست به سر می‌کند و درخواست ارسال بروشور و دورنگار و از این قبیل موارد می‌کند بعد از یک مدت ما از این نوع تماس‌ها و فروش تلفنی خسته و بیزار می‌شویم و ادعا می‌کنیم که فروش تلفنی بیمه را نیز تجربه کرده‌ایم و جواب نمی‌دهد. غافل از اینکه ما بدون هیچ‌گونه پیش‌زمینه و آمادگی و اطلاعاتی اقدام به این کارکرده‌ایم و خواستار آن هم هستیم که در این کار موفق باشیم.

مطالعه را فراموش نکنید.

دوران مدرسه را که فراموش نکردید؟ یعنی اینکه درس‌های هرروز را همان روز مطالعه کنیم و آن‌ها را تلنبار نکنیم برای شب امتحان و طوری درس بخوانیم که هر زمان آمادگی برای امتحان دادن داشته باشیم. پس حالا هم باید این‌گونه باشد هر زمان که به دفتر کارمان رسیدیم وقتی را به مرور جدول برنامه کاری خود اختصاص بدهیم و بعد از آن‌ها تمام تماس‌های برقرارشده را به دقت مورد بازبینی و مطالعه قرار بدهیم و آن‌ها را موشکافانه بررسی کنیم نوشته‌های خود را برای تازه نگاه‌داشتن دانش خودمان مرور کنیم و اگر نقص یا کمبودی مشاهده می‌کنیم آن‌ها را تکمیل کنیم. بخشنامه‌ها، آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های جدید هرروز صادر و به شرکت‌های بیمه و فروشنده‌های آن‌ها ابلاغ می‌شود ما باید از آن‌ها اطلاعات دقیق داشته باشیم. مدیران شرکت‌های بیمه سیاست‌های جدیدی برای فروش بیمه‌ها در نظر می‌گیرند ما باید از آن‌ها مطلع باشیم و سیاست‌ها و دستورات جدید را درروند فروش خود رعایت کنیم و پاسخگوی سؤالات و چالش‌های بیمه‌گذار در این رابطه باشیم. رقبا هرروز ترفندهای تازه‌ای به کار می‌برند تا بتوانند بازارهای ما را به دست بیاورند.

آیا باید سخت کارکنیم؟

فروش بیمه تلفنی موفق مستلزم آن است که ما دائماً در چنته خود بیمه‌گذار داشته باشیم پس دائماً باید دنبال بیمه‌گذار جدید برای خود بگردیم اگر هرروز کاری خود دست از این کار بکشیم باید بدانیم که برای آینده‌ای نه‌چندان دور دیگر درآمدی نخواهیم داشت غره به بیمه‌گذاران قدیمی خود نشویم آن‌ها هم سند نسپرده‌اند که تا ابد با ما کار کنند به محض اینکه شرایط مناسب‌تری برایشان فراهم گردد ما را ترک خواهند کرد. بیمه‌گذاران وفادار تا زمانی وفادار هستند که شرایط بهتر و مناسب‌تری برایشان فراهم نگردد.
نیاز نیست که سخت کار و تلاش کنیم بلکه باید هوشمندانه عمل کنیم برای همین منظور این مطالب را بیان می‌کنم تا روند کاری هوشمندانه‌تری برای خود در پیش بگیریم.
تماس‌های مشابه و تلفن‌های مشابه را در یک گروه قرار بدهیم برای مثال می‌خواهیم بیمه عمر بفروشیم و قصدمان آن است که با اشخاص تماس بگیریم در یک رده شغلی یا چند رده شغلی مشابه پس بهتر است تماس با این افراد را در یک گروه قرار بدهیم و گروه‌ها و رده‌های دیگر را از آنان جدا کنیم به زبان ساده تماس‌های خود را با توجه به محصول بیمه‌ای که می‌خواهیم بفروشیم گروه‌بندی کنیم.
شاید همیشه حوصله نداشته باشیم که تماس برقرار کنیم و یا اینکه نمی‌توانیم هشت ساعت بی‌وقفه این کار را بکنیم و یا بعد از یک مدت زمانی تماس برقرار کردن فکمان درد بگیرد پس بهتر است دقایقی بعد از هر ساعت تلفن کردن را به استراحت اختصاص بدهیم تا انرژی خود را در سطح بالایی نگه‌داریم. بهتر است چند حرکت کششی انجام بدهیم و سروصدای استخوان‌ها را دربیاوریم و چای یا نسکافه یا آب‌میوه ای میل کنیم و گلوی تازه کنیم و بعدازآن باانرژی بیشتر به کار خود بپردازیم.
البته نباید این گفته‌ها بهانه به دست ما بدهد که بعد از یک ساعت تماس گرفتن بگوییم دیگر حوصله ندارم و خسته شده‌ام یا امروز نمی‌کشم که این کار را انجام بدهم اگر به این بهانه‌ها دست از کار بکشیم باید عرض کنم که کم‌کم عادت می‌کنیم هرگز نمی‌توانیم یک فروشنده بیمه تلفنی موفقی باشیم.
باز عرض می‌کنم فرقی نمی‌کند که ما چندین سال است که فروشنده بیمه هستیم در حرفه فروش به خصوص فروش بیمه با پدیده بیزاری از فروش مواجه می‌شویم این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که ما از چشم‌اندازی که برای خودمان در نظر گرفته بودیم دور می‌شویم و یا اینکه فروش بیمه‌ها با تأخیر صورت می‌گیرد این امر باعث می‌شود ما تلفن کردن‌های خود را به تأخیر بیندازیم و یا اینکه کلاً تلفن کردن را فراموش کنیم. این وضعیت به طرق مختلف نمود پیدا می‌کند مانند آن‌که از تلفن کردن می‌ترسیم و یا اینکه از جواب رد شنیدن ناراحت می‌شویم و یا اینکه حوصله نداریم. بهترین کار برای درمان این پدیده آن است که ما از مواردی که باعث بیزاری تلفن کردن می‌شود شناخت کاملی به دست بیاوریم. یا عبارت ساده‌تر اگر ما هرروزه روال عادی تلفن کردن را دنبال کنیم می‌توانیم اوضاع و شرایط را با روشی بهتر و سالم‌تر کنترل کنیم.

استفاده بهینه از زمان

همیشه با این مقوله و معضل مواجه خواهیم شد و آن هم اتلاف وقت است که بنا بر دلایل مختلف گریبان گیر ما می‌شود اتلاف وقت موضوع مهمی است که آن را باید جدی بگیریم اگر متوجه بشویم که چه افراد و چه کارهای باعث اتلاف وقت ما می‌شود کنترل کردن آن‌ها کار ساده‌ای خواهد بود؛ اما دو مورد زیر بسیار بااهمیت است که بد نیست به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشیم.

مورد اول: امور غیرضروری با بازده کم

معمولاً ما فروشنده‌های بیمه با پرداختن به مسائل جزئی یا تماس‌های دفتری و یا تماس‌های غیرضروری فرصت ارزشمند خود را برای فروش بیمه و کسب درآمد هنگفت از دست می‌دهیم و یا اینکه برای فروش یک محصول بیمه‌ای با سود پایین دقایق و ساعات زیادی را صرف می‌کنیم و یا اینکه اجازه می‌دهیم بیمه‌گذارانی که معمولاً همکاران می‌توانند کار آنان را انجام بدهند وقت گران‌بهای ما را بگیرند.

مورد دوم: استراحت‌های طولانی مدت

ما زمانی را برای استراحت بعد از هر یک ساعت تماس برای خود در نظر گرفته‌ایم معمولاً سه تا پنج دقیقه ولیکن گاها اتفاق می‌افتد که این استراحت را به بیش از پنج دقیقه و حتی تا ده دقیقه ادامه می‌دهیم در طول روز اگر این دقایق اضافه را جمع کنیم متوجه می‌شویم که چه میزان وقت خود را هدر داده‌ایم در عوض اینکه اجازه بدهیم سارقان زمان اجازه پیدا کنند زمانمان را سرقت کنند تمرکزمان را بر روی فعالیت تماس با بیمه‌گذاران ارزشمند متمرکز کنیم و آن‌ها را در رأس اولویت کاری خود قرار بدهیم.

چه باید بکنیم؟

فقط باید تلفن کنیم. زمان آن رسیده که گوشی را برداریم و با بیمه‌گذاران بالقوه تماس بگیریم و از آن‌ها درخواست کنیم که امور بیمه‌ای خود را به ما بسپارند. شاید الآن پیش خود فکر کنیم که همین الآن که گوشی را برمی‌دارم و از یک بیمه‌گذار بالقوه درخواست می‌کنم که کارهای خود را به من بسپارد یک جواب نه یا چند تا ایراد می‌شنوم و مجبور می‌شوم دست از پا درازتر گوشی را بگذارم.
شاید این‌گونه باشد ولیکن بیاید بررسی کنیم اگر گوشی را برنداریم و تماس نگیریم انتظار داریم که مدیران شرکت‌ها و بیمه‌گذاران بالقوه ارزشمند از آن‌سوی شهر به دفتر ما بیایند و یا اینکه آن‌ها با ما تماس بگیرند و درخواست کنند که کارهای بیمه‌ای آن‌ها را انجام بدهیم این یک رؤیا زیباست یا اینکه کلاً خیال باطلی است. معمولاً این اتفاق نمی‌افتد تا ما درخواست نکنیم هیچ بیمه‌گذاری به سمت ما نخواهد آمد. حتی اگر از طریق ارتباطمان هم بخواهیم بیمه‌ای بفروش برسانیم باز باید تماس برقرار کنیم.
برگردیم سر اصل موضوع که امکان دارد با جواب نه و یا ایرادات روبرو شویم. این نتیجه‌ای که همین الآن متصور شدیم تا حد زیادی بستگی به کاری دارد که ما درروند شروع برقراری تماس و درخواست فروش بیمه انجام می‌دهیم. می‌پرسید چگونه؟ در سطرهای بعدی آن‌ها را توضیح خواهم داد.

تصمیم‌گیرنده اصلی

بادی‌گاردها افرادی هستند که از افراد مهم محافظت می‌کنند در شرکت‌ها و سازمان‌ها نیز معمولاً روسای دفتر و منشی‌ها حکم همان بادی‌گاردها رادارند که مسئول حفاظت از روسای خود می‌باشند همان روسای که تصمیم‌گیرنده اصلی هستند ما باید از این افراد عبور کنیم تا به تصمیم‌گیرنده اصلی برسیم. خود ما هم در دفاترمان معمولاً به همکاران توصیه می‌کنیم سعی کنید تلفن‌های غیرضروری را به ما وصل نکنند. به‌نوعی خودمان هم این بادی‌گاردها را در دفترداریم. پس این اتفاق طبیعی است.

حال چگونه از این بادی‌گاردها عبور کنیم؟

اگر تلفن مستقیم تصمیم‌گیرنده اصلی راداریم در ساعاتی که امکان دارد بادی‌گاردها سرکار نباشند با آن‌ها تماس بگیریم معمولاً تصمیم‌گیرنده‌های اصلی صبح‌ها زودتر از بادی‌گاردها به سرکار می‌آیند و عصرها نیز دیرتر از سرکار می‌روند.
اگر شماره مستقیم تصمیم‌گیرنده را نداریم شماره شرکت را بگیریم و خودمان را یک تأمین‌کننده مایحتاج یا مواد اولیه آن شرکت یا مدیر یکی از شرکت‌های رقیب آن‌ها معرفی کنیم و یا اینکه بگوییم شماره مستقیم را فراموش کرده‌ایم و شماره مستقیم تصمیم‌گیرنده اصلی را به دست بیاوریم. دراین‌باره زیاد توضیح نمی‌دهم به قولی چون همه ما ایرانی هستیم و برای رسیدن به مقصودمان راه‌های بی‌شماری را بلدیم که گاهی به عقل جن هم نمی‌رسد پس این قسمت برمی‌گردد به توانایی و زرنگی شما که مطمئن هستم از پس آن برمی‌آیید.
گاهی شماره داخلی معاون یا مدیران دیگر راداریم معمولاً یک شماره بالا یا پایین می‌تواند شماره تصمیم‌گیرنده اصلی یا مدیرعامل باشد که می‌توانید آن را امتحان کنید.

چند ثانیه برای فروش بیمه فرصت دارید؟

باید عرض کنم بین پنج‌تا هفت ثانیه اول مکالمه ما مشخص می‌سازد که مکالمه ما منجر به فروش بیمه می‌شود یا خیر پس با تمرین زیاد باید به این درجه برسیم که یک مکالمه قدرتمند داشته باشیم و در مسیر مکالمه هم بمانیم. ناراحت نباشید با تمرین کردن و ممارست در این کار در مدت کوتاهی به این توانایی دست پیدا خواهیم کرد. مهم آن است که به تلفن کردن خود ادامه بدهیم.
یک شروع موفق بر مبنای عناصر کلیدی بنا می‌شود ما نباید از لغات منفی مثل ببخشید که مزاحم شدم یا معذرت می‌خواهم که وقت شما را گرفتم یا عذرخواهی، دردسر و… استفاده کنیم بلکه باید یک سلام و احوال‌پرسی کوتاه گرمی داشته باشیم و مقتدرانه و باقدرت، کلام خود را شروع کنیم.
بهتر است در ابتدا یک سؤال بپرسیم چون بهترین راه برای فروش بیمه سؤال پرسیدن است. فروشنده‌های بیمه موفق عقیده دارند که برای فروش بیمه با سؤال کردن شروع کنید برای اینکه پاسخ‌های که بیمه‌گذاران به سؤال ما می‌دهند چراغ راه شما خواهد شد. سؤال کردن این اجازه را به ما خواهد داد که پرسش‌های بعدی و بعدی خود را مطرح کنیم و به پاسخ‌های موردنظر خود یا توافقات موردنظر خود برسیم. یادمان باشد که بدون پشت سر گذاشتن یک روند پرسشی ما نمی‌توانیم به خواسته‌ها و توقعات و انگیزه‌ها و سایر اطلاعات موردنیاز درباره بیمه‌گذار پی ببریم.
با توجه به مطالب بالا باید یادمان باشد که در حین صحبت کردن بیمه‌گذار ساکت باشیم و فقط گوش بدهیم و یادداشت‌برداری کنیم و گاهی مواقع با یک کلمه گفته‌های ایشان را تأیید کنیم و بعدازآن بر اساس اطلاعاتی که به دست آوردیم گفتگوی خود را ادامه بدهیم و سؤالات بعدی را بپرسیم. یادمان باشد اگر می‌خواهیم موفق شویم باید شنونده خوبی باشیم نه اینکه گوینده خوبی باشیم.

مثل وکلا رفتار کنیم.

تا حال شده است یک فیلم از برگزاری یک دادگاه را ببینید اگر ندیده‌اید پیشنهاد می‌کنم حتماً ببینید وکلا جزییات را دنبال می‌کنند و بعد هرگونه حرکت از سوی معترضان را برای شگفت‌زده کردن شاهدان پیش‌بینی می‌کنند پس اگر می‌خواهیم فروش بیمه موفقی داشته باشیم باید مثل وکلا رفتار کنیم اگر بیمه خود را خوب معرفی کنیم در مسیر موفقیت برای فروش بیمه قرار می‌گیریم.

فروش بیمه را تمام کنید.

به شرط اینکه ما در سرتاسر روند فروش بیمه مؤثر عمل کرده باشیم بستن قرارداد طبیعی خواهد بود و ما موفق شده‌ایم که بیمه‌ای را بفروش برسانیم. باید بدانیم بستن قرارداد و مانع‌تراشی در انتهای معامله هم یکسری آمادگی‌ها را نیاز دارد تا وقتی به این قسمت از فروش رسیدیم نباید فکر کنیم همه چیز تمام است و ناگهان اتفاقی رخ بدهد که فروش را از دست بدهیم.
اصلاً وجود موانع و اعتراض‌ها نمک فروش است و جز جدایی‌ناپذیر فروش می‌باشند ما نباید آمادگی خود را از دست بدهیم یا در قبال سؤالات و اعتراضات بیشتر عصبی شویم بلکه بالعکس با شنیدن اعتراضات و موانع خوشحال شویم چون این‌ها علائمی هستند که نشان می‌دهند بیمه‌گذار خواستار بیمه است فقط می‌خواهد در ارتباط با خرید بیمه از طرف ما قانع شود و دلایلی برای خرید بیمه برای دیگران داشته باشد. او فقط می‌خواهد متقاعد شود که خرید این بیمه به نفع اوست همین و بس پس بهتر است که ما هم کمک کنیم تا ایشان زودتر قانع گردد.

انگیزه خود را از دست ندهیم.

انگیزه داشتن برای پیشرفت و موفقیت ما عامل حیاتی و ضروری است. انگیزه از درون ما ناشی می‌شود ولیکن باید از محیط بیرون آن را تغذیه کنیم. برای این کار با درک ارزش‌ها و اهداف خود شروع می‌کنیم. یادمان باشد که داشتن انگیزه مثل دوش گرفتن در هرروز صبح است آیا می‌توانیم بدون دوش گرفتن تر و تمیز بمانیم پس برای اینکه باانگیزه نیز باقی بمانیم باید هرروز ارزش‌ها و اهداف خود را مدنظر قرار بدهیم و برای رسیدن به آن‌ها به خود انگیزه بدهیم و تلاش کنیم.
در مقالات بعدی شما را همراهی خواهیم کرد تا یک فروشنده بیمه حرفه‌ای تلفنی شوید بنابراین مقالات ما را دنبال کنید و آن‌ها را با ذکر منبع انتشار دهید تا دوستان بیشتری از این مطالب استفاده کنند. گروه آموزشی بیمه فروش، آرزوی فروش بیمه‌های میلیاردی برای شما عزیزان دارد.
موفق باشید – جهانشاه محرابیان (بیمه فروش)

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن